حكيم ميسرى

مقدمه 16

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

« شيشهء نشكن » اگر سم خر و اسب به سوهان بسايند و به قرع و انبيق آب او بگيرند و به خورد آبگينه بدهند محكم گردد و به دشوارى شكند . ( ص 450 همان مأخذ ) . « بلور سبز » رود سوخته سه در مسنگ ، خون سياوشان يك در مسنگ و برنج سه در مسنگ بر يك رطل بلور افكنند و بگدازند سبزى نيكو گردد . ( ص 449 همان مأخذ ) . « بلور زبرجد رنگ » اگر آبگينه و زنگار و بلور به وزن يكديگر بگدازند به زنگ زبرجد آيد . ( ص 449 همان مأخذ ) . « بلور لعل رنگ و كبودرنگ » اگر نحاس سوخته بر زجاج نهند و بگدازند سرخ گردد چون لعل ، اگر قلعى بر وى نهند و بگدازند از رق گردد ( ص 146 همان مأخذ ) « به رنگ ياقوت » اگر بلور را خرد كنند و سرنج با وى بگدازند چند بار فروريزند مانند ياقوت سرخ بود ( ص 449 همان مأخذ ) . « به رنگ فيروزه » اگر ده در مسنگ رود سوخته و پنج در مسنگ آهك و دو در مسنگ توتيا و دو در مسنگ سيم سوخته به آب قليا سحق كنند و در قدحى كنند و نگين از آبگينه در آن افكنند يا از بلور و بجوشانند به رنگ فيروزه درآيد ( ص 449 همان مأخذ ) « زهر آب دادن سلاح » كارد از كوره بيرون آورند سرخ و در شير افكنند آن كارد چون به خون برسد به جاى زهر باشد ( ص 620 همان مأخذ ) .